ناصر الدين شاه قاجار
99
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
نيامده بودند . خيلى گرسنه بودم . بعد انيس الدوله و . . . آمدند . دستهدسته بعد از شام رفتيم پشت بام . [ 345 ] آتشبازى خوبى كردند . اگرچه در بين شام [ كه ] هنوز نخورده بودم ، باز ، خودسر ، آتشبازى كردند و ضايع . فى الجمله كرده بودند . باز خوب بود . الحمد الله خوش گذشت . بعد خوابيديم . Nauch afrin روز پنجشنبه سلخ شعبان ، امروز خيال رفتن حضرت سلمان و تماشاى كاخ كسرى را با كشتى بخار از روى آب دجله داشتيم . صبح از خواب برخاسته ، دير سوار شديم . رفتيم به كشتى بخار بزرگ كه مال عثمانىهاست . كشتى كثيفى است . جمعيت زياد بود . هاشم ، امين الملك ، آقا على ، سياچى ، آقا وجيه ، عكاسباشى ، على رضا خان ، محمد على خان ، يحيى خان ، سارى اصلان ، ميرشكار ، ميرزا على خان ، محمد على خان ، ميرزا حسين خان ، محمد تقى خان گشاد ، وزير خارجه ، دبير ، حسام السلطنه ، دبير الملك ، عباس ميرزا ، كشيكچى باشى ، آقا سليمان ، مدحت پاشا ، كمال پاشا ، مير محمد تقى خان گشاد « 1 » ، عرفانچى ، امين السلطان ، دهباشى ، سقاباشى ، آقا دائى ، محقق ، عبد القادر خان ، مظفر الدوله ، پاشا خان ، حسن خان ، قره پاپاق ، مجد الدوله ، قهوهچى باشى ، حسن قهوهچى ، خلاصه خيلى بودند . كلب حسين ، مليجك ، ميرزا عبد الله ، رانديم طرفين بغداد بسيار بناهاى خوب پيدا بود . از صبر گذشتيم . صبر را باز كرده بودند . طرف دست چپ كه بغداد نو باشد . سربازخانه خوبى تازه پاشا ساخته است . پيدا بود . سرايه پاشا هم نزديك به سربازخانه بود اما چندان خوب نبود . مكتبدار الصنايع كه تازه ساخته بودند ، پيدا بود . عمارت « اداره كشتىهاى بحريه » « مدرسه مستنصريه » خانه حاجى ميرزا هادى جواهرى رفتم . مدرسه مستنصريه كه از بناهاى « 2 » المستنصر خليفه است ، ديوارش با كتيبههائى كه از آجر درآورده بودند بدخط ، خوب پيدا بود . ظاهرا بىعيب به نظر آمد . از درونش خبرى نشد . مجلس حضرت امام موسى كاظم را هم جائى در اينجاها تيمور ميرزا نشان داد . كنار شط قونسول خانه انگليسها ، عمارت
--> ( 1 ) . اسم مجددا تكرار شده است . ( 2 ) . اصل : آثارها